۹ تجربه بد از کار کردن در یک آزمایشگاه

این مطلب را به اشتراک بگذارید

فارغ از هر محتوای داخلی، عنوانی که از یک شماره و یک صفت استفاده کرده باشه آدمو جذب می‌کنه. ممکنه هیچ تمایلی به دونستن مطالب در مورد چیزبرگر نداشته باشم اما یه مطلب بنویس و عنوان “۸ چیزی که در مورد چیزبرگر نمی‌دانید” روش بذار، اونموقع احساس می‌کنم که باید بخونمش. گذشته از تمام این‌ها کار کردن تو آزمایشگاه خیلی سخته و تقریبا تمام کسانی که در یک آزمایشگاه کار می‌کنن زندگی اجتماعی مناسبی ندارند.

ممکنه شما یک انسان معمولی و غیر دانشمند باشین. ولی اگه فردی هستین که در آزمایشگاه به کار پژوهشی مشغوله، این موارد رو حتما دنبال کنین:

۹- دوستان غیر دانشمند شما، نمی‌فهمن دارین چیکار می‌کنین.

حتی وقتی خارج از محیط کاری افراد در مورد کارشون صحبت می‌کنن می‌تونن تو جملات کوچک دستاوردهاشون رو خلاصه کنن. مثلا می‌گن من یه ماکت ساختم یا یه مشتری امروز راضی از دفتر ما اومد بیرون. شما چی می‌خواین بگین؟ “من امروز درمان … همم نه درمان که نمی‌شه گفت من کشف کردم که… نه،نه کشف خیلی کلمه بزرگیه بهتره بگیم تست کردم. می‌دونی تست‌ها داره جلو می‌ره و سوال‌های جدیدی رو برامون آشکار می‌کنه. پس…. چیه بابا نگا می‌کنین؟!” البته زیاد سخت نگیرین. اوضاع دوستان محصل رشته انسانی بدتر از شماست.

۸- دانشمندی که در حال حاضر موفقه، حاصل کار همه‌رو برمی‌داره.

اگه شما چیزیو کشف کنین، استادتون امتیازشو می‌بره. اگه مقاله‌ای بنویسین بیشترین امتیاز برای استادتونه. اگه طرح پژوهشی به تصویب برسونین، گرنتش به استادتون می‌رسه. خوب اگه شما خوش شانس باشین می‌تونین مقالات بیشتری بنویسین و پروپوزال‌های بیشتری به تصویب برسونین و CV استادتون رو بیشتر کنین.

۷- وسایل آزمایشگاهی خیلی گرون و شکننده‌ن.

اوه! شما بهتره یا این وسیله شکسته رو جایگزین کنی یا بری یه جای دیگه تحصیل کنی.

۶- بعضی مواقع آزمایش به دلایلی شکست می‌خوره، بعضی موارد بدون هیچ دلیلی

هرکسی که تو آزمایشگاه کار کرده می‌دونه چیزهایی که ماه‌ها و یا حتی سال‌ها خوب کار می‌کردند یهو از کار میوفتن (به عبارتی آزمایشگاه مثل اینترنت اکسپلورر می‌مونه). این تغییرات ناگهانی تصویر شما از کلیت پروژه رو تغییر می‌ده و بعضی مواقع حتی به این فکر میوفتین که طراحی آزمایش اشتباه بوده. ممکنه سال‌ها وقتتونو با فرضیه اینکه “دفعه پیش وقتی نمونه رو Load می‌کردم بینی بالا کشیدم و دستگاه به طرز خوبی کار کرد پس از این به بعد وقتی با این دستگاه کار کردم بیشتر بینی بالا می‌کشم” تلف کنین.

۵- برنامه شما به چیزهای زیاد و بی‌خود وابسته‌س

رده‌های سلولی لعنتی، لازم که بصورت دوره‌ای و سوای برنامه‌های شخصی‌تون بهشون سر بزنین و محیط عوض کنین. اگه شما تو آزمایشگاه کار نمیکردین می‌تونستین زندگی اجتماعی بهتری داشته باشین و بله این کار آزمایشگاهیه، شوخی که نیس!

۴- چیزی که همه‌روزه از اخبار علمی می‌شنویم این انتظارو میاره که هر هفته شق‌القمر داشته باشیم

تا حالا یه دستاورد خیلی بزرگ تو آزمایشگاه داشتین؟ منم نداشتم. مطمئنا آزمایش‌های موفقی داشتین و معناش اینه که گروه‌های کنترل درست کار کردن و کسی آسیبی ندیده. اما اینکه یه دستاورد بزرگ در حد اورِکا که فرار کنین بیرون و بگین که به یه چیز بزرگ رسیدین خوب حداقل تا الان اتفاق نیافتاده. مگه اینکه برنامه‌ریزی دقیق سماور آشپزخونه که بعد از سال‌ها کار کردن همچنان بعد از مدت معین آب رو می‌جوشونه. شاید باید اینم مقاله کرد!

۳- کار آزمایشگاهی خطرناکه

مردم می‌گن کارشون اذیتشون می‌کنه ولی شما بصورت واقعی دارین با موادی کار می‌کنین که بصورت جدی می‌تونه زندگیتون رو به‌خطر بندازه. موادی مثل مواد شیمیایی، مواد عفونی، دستگاه‌های با ولتاژ بالا و البته یه استاد خشمگین.

۲- باید مثل یه دانشمند لباس بپوشین

یه دوست داشتم که عروسک می‌پوشید و برای برند‌های مختلف تبلیغات می‌کرد. اون موقع فکر می‌کردم که بدتر از این نمی‌تونه باشه. اما بعضی از یونیفورم‌های دانشمندی حس بدتری داره. باید کاورهای کفش استفاده کنین که شباهت زیادی به این داره که انگار کلاه سر کفشاتون گذاشتین. عینک‌های محافظ که پشتش بخار می‌کنه و بیشتر فکر میکنین تو جنگل‌های بارانی استوا دارین کار می‌کنین. و داستان روپوش‌های آزمایشگاه که معمولا بزرگتر از اندازه هستن و خیلی عجیب جلوه می‌کنن.

۱- احساس می‌کنین زمان داره به‌سمت مرگ می‌خزه

شاید نظرتون این باشه که خیلی احساسی و با غلو صحبت می‌کنیم. اگه اینطوره شما احتمالا یه دانشجوی دکترا نبودین و بیشتر از اون مدتی که انتظار داشتین روی موضوعی که زیاد هم بهش علاقه نداشتین کار نکردین. اینارو با مقدار کم درآمد در اون برهه زمانی و دستاورد پایین‌تر از حد انتظارتون از اون پروژه کنار هم قرار بدین و قضاوت کنین.

خوب اگه این مطلب بخش نظرات داشت ممکن بود برین او پایین و نظرات مردم رو راجع به اینکه کارهای سخت‌تری هم وجود داره ببینین.

از همین الان می‌گم “بله” کارهای سخت‌تری هم وجود داره و بله کار کردن در آزمایشگاه زیبایی‌های خاص خودش رو هم داره. شما خودتون دست به کار می‌شین و از یک آزمایش خوب‌طراحی شده لذت می‌برین. می‌تونین سوالاتی در مورد کل جهان بپرسین و بعضا براشون جواب پیدا کنید. اما از اونجایی که عنوان این مطلب با این موارد سازگار نیست بهش نمی‌پردازیم و درک می‌کنم اگه از خوندن این نوشته پشیمون شده باشین. 🙂

برگردان و تصحیح از مقاله‌ای در مجله Science

این مطلب را به اشتراک بگذارید
  1. ضحی محمودی says:

    جالب بود و تا حدی ملموس. شاید بشه این رو هم اضافه کرد که کار آزمایشگاه نسبت به خیلی کار های دیگه خیلی دیرتر میتونه اون حس رضایت درونی رو به آدم منتقل کنه. و احساس مفید بودن داشته باشه. (نظر شخصیمه البته)

  2. مرتضی says:

    البته خیلی وقتا دانشجوها یهویی سر‌ از آزمایشگاه در میارن و حتی نمیدونن که برا چی اونجان، صرفا اینکه اشتادشون تو اون بخش یا ازمایشگاه کار میکنه، و حتی خیلی وقتا نمیدونن کاری که میکنن به چه دردی میخوره یا اصلا فقط برا دریافت گرنته!!!

  3. Sepideh says:

    پروپوزال و مقالمون که سهله، ماها تو مدتی که دانشجوییم اسممون از “فلانی” به “دانشجوی دکتر X” تبدیل می شه، بله! وسایل خیلی گرونن… ما دعا می کنیم دستمون بشکنه تا کووت اسپکتروفتومتر، رده های سلولی هم که قربونشون برم نه تنها مدام تعویض محیط و پاساژ می خوان، هر کدومم قلق و ناز و ادای خودشونو دارن… و در کنار همه اینا، مسائل و مشکلات سیستم اداری و آموزشی ایران رو هم باید بهش اضافه کرد، پارتی بازی و باندبازی ها، دخالت بیجا توی زندگی شخصی دانشجو تا پایان نامه اش!، جبهه های مخالف شامل اساتید گرامی که انتظار داشتن باهاشون کار کنی و غیره و غیره… که نتیجه اش تلف کردن وقت و انرژی و انگیزه همه اس!

Leave a reply

از اظهار نظر شما متشکریم. <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>